<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>           قرآن و قانون </title>
<link>http://tebb.blogfa.com/</link>
<description>                   امام علی (ع): لا یری الجاهل الا مفرطا او تفریطا</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 20 Jun 2008 06:35:30 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آیا اضطراب فایده‌ای هم دارد؟</title>
<link>http://tebb.blogfa.com/post-1024.aspx</link>
<description>&lt;H1 align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG id=img0 src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1385/05/213216711227115202058417242943624192.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اضطراب برای بقای حیات انسان امری ضروری است. در واقع اضطراب نوعی درد هیجانی است که همانند درد جسمانی به صورت یک فرایند هشدار‌دهنده عمل می‌کند. همان‌گونه که درد یک ارگان از بدن، علامت هشدار دهنده‌ای از یک آسیب است و ما را وادار می‌سازد تا در جستجوی علت ایجاد آسیب و درمان آن برآییم، اضطراب نیز یک علامت حمایت کننده است. علامتی که باعث رشد شخصیت انسان و سازگاری‌های مختلف او در مقابله با اضطراب می‌شود. &lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt; اضطراب نوعی درد هیجانی است که همانند درد جسمانی به صورت یک فرایند هشدار‌دهنده عمل می‌کند و باعث رشد شخصیت انسان و سازگاری‌های مختلف او در مقابله با اضطراب می‌شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در تولید اضطراب عوامل فرهنگی از جمله: مذهب، تحصیلات و نظام‌های ارزشی فرد تأثیر دارند. &lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اضطراب گاهی به هنجار و مفید بوده و گاه نابهنجار و زیان‌آور است. اینکه کی و کجا اضطراب به هنجار یا نابهنجار است؛ بستگی به علت، شدت و مدت اضطراب دارد. &lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اضطراب می‌تواند مانند درد بدنی جنبه مرضی پیدا کند.بدین ترتیب که بدون علت مشخص یا به سبب یک اتفاق جزیی عارض شود و یا این که بدون علت شدت یافته و ادامه پیدا کند. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 06:35:30 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tebb&amp;postid=1024</comments>
<dc:creator>tebb</dc:creator>
<guid>http://tebb.blogfa.com/post-1024.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رابطه توکل به خدا با کاهش اضطراب</title>
<link>http://tebb.blogfa.com/post-1023.aspx</link>
<description>&lt;H1 align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG alt=&quot;توکل به خدا&quot; src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/03/145141250581741999115592531841512522324040.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;شايد کمتر مفهومي از مفاهيم اسلامي به اندازه &quot;توکل&quot; از لحاظ تعريف دشوار باشد. اخلاقيون، اهل عرفان و تصوف مفاهيم متفاوتي از آن درک کرده اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اصل توکل را بايستي در اعتماد به خدا جستجو کرد. تا وقتي که انسان به خدا اعتماد پيدا نکند، نمي تواند اداره امورش را به او واگذارد و اگر هم به زبان بگويد که امور خود را به او واگذار کردم، دلش آرام نمي گيرد. به علاوه اگر فردي از قوانين علت و معلولي که خداوند در جهان قرار داده است اطلاع نداشته باشد و نداند که خواست و سنت خدا به استفاده از اراده خود و اسباب و علل شناخته شده استوار است، باز نمي تواند موقعيت رفتار متوکلانه را تشخيص داده و مصداق هاي آن را در زندگي پيدا کند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;رابطه ايمان به خدا و اعتماد به حضرت باريتعالي، با توکل بسيار قوي است. خداي متعال در قرآن مي فرمايد: &quot;و علي الله فليتوکل المومنون&quot;، يعني افراد با ايمان به خدا توکل مي نمايند. (سوره مائده) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در آيه 23 سوره مائده آمده است که &quot;و علي الله فتوکلوا ان کنتم مومنين&quot;، يعني اگر ايمان داريد، به خدا توکل نماييد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 06:33:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tebb&amp;postid=1023</comments>
<dc:creator>tebb</dc:creator>
<guid>http://tebb.blogfa.com/post-1023.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اهداف نزول قرآن</title>
<link>http://tebb.blogfa.com/post-1022.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;قرآن مجید براى نزول خود اهدافى را ذکر کرده است. این اهداف در سه مجموعه قرار مى‏گیرند: بخشى ناظر به بعد بینش و فکر انسان است، بخشى‏دیگر به‏گرایش‏هاى انسان توجه دارد و بخش سوم، رفتار انسان را مد نظر قرار داده است. گزارشى از این سه بخش در پى مى‏آید:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;الف - اهداف قرآن در بعد بینش&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1- رهایى از غفلت&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قرآن مجید یکى از اهداف خود را نجات انسان از غفلت معرفى مى‏کند: «تنزیل العزیز الرحیم لتنذر قوما ما انذر آباؤهم فهم غافلون» (یس:6)؛ قرآن فرستاده خداى شکست‏ناپذیر و مهربان است تا کسانى را که پدرانشان بیم داده نشده‏اند بیم دهى؛ زیرا ایشان غافل‏اند. در این آیه، نجات مردم از غفلت، هدف قرآن تلقى شده است و براى تحقق چنین هدفى مى‏فرماید: باید مردم بیم داده شوند تا به هوش آیند و از غفلت رهایى یابند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انسان براى رسیدن به کمال واقعى خود، باید در چندراهى‏ها، راه صحیح را برگزیند و براى گزینش، باید به راه‏هاى گوناگون و سود و زیان هر یک توجه داشته باشد؛ ولى گاهى انسان در اثر سرکشى غرایز، به‏گونه‏اى مى‏شود که تا حد حیوان تنزل مى‏کند و از توجه به راه‏هاى گوناگون غافل مى‏شود. این غفلت ریشه بسیارى از گمراهى‏ها و انحرافات است. قرآن مجید در توصیف جهنمیان مى‏فرماید: «اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون» (اعراف:179)؛ این گروه با آنکه چشم و گوش و عقل دارند از آنها بهره نمى‏گیرند؛ همانند چهارپایان، بلکه از آنان نیز گمراه‏ترند؛ زیرا اینان غافلان‏اند. انسان در اثر غفلت، اصلا توجه خود را به خدا، معارف حق و راه‏هاى تکامل از دست مى‏دهد، تا چه رسد به آنکه آنها را برگزیند و بدان‏ها دل بندد و در مسیر آن‏ها حرکت کند. قرآن مى‏فرماید: برخى انسان‏ها از خدا، &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;1&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; آخرت‏ &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;2&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; و آیات الهى، &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;3&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; که نقش بسزایى در سعادت آنان دارد، غافل شده‏اند، باید به آن توجه کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 06:31:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tebb&amp;postid=1022</comments>
<dc:creator>tebb</dc:creator>
<guid>http://tebb.blogfa.com/post-1022.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا قرآن به زبان عربى نازل شده است؟</title>
<link>http://tebb.blogfa.com/post-1021.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;چرا قرآن به زبان عربى نازل شده است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به نظر شما، قرآن بايد به چه زبانى نازل مى شد؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;فارسى، انگليسى، فرانسوى يا چينى؟ اگر شما در يكى از كشورها دوستى داشته باشى و بخواهى برايش نامه بنويسى، به چه زبانى مى نويسى؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;حتماً به زبانى كه او مى فهمد و با آن سخن مى گويد. خداوند نيز چنين كرده است. از آن جا كه مخاطبان اوليه قرآن، عرب زبان بودند; عربى مى فهميدند و به آن سخن مى گفتند، قرآن نيز با همان زبان با آنان سخن گفت تا سخنش را به خوبى بفهمند و به رازهايش پى ببرند. قرآن، خود در اين باره مى گويد: «وَ ما أرسلنـا مِن رسول اِلاّ بلسانِ قومِه;(1)پيامبرى را نفرستاديم; مگر به زبانِ مردمش.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در جاى ديگر مى فرمايد: «إنّا أنزلنـه قرء نًا عربيًّا لعلّكم تعقلون;(2) ما اين &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;كتاب را&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; به هيأت قرآنى عربى نازل كرديم تا بينديشيد.» خداوند بزرگ، آخرين پيامبرش را به سوى مردمِ حجاز و شهرهاى مكّه و مدينه فرستاد; پس قرآن هم بايد به همان زبانى مى بود كه آنها مى فهميدند; گذشته از اين، اگر قرآن به زبان ديگرى هم نازل مى شد، باز ممكن بود افرادى بپرسند: چرا به فارسى، انگليسى، فرانسوى يا... . نازل شده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;گرچه قرآن به زبان عربى نازل شده، امّا با ترجمه هاى خوبى كه به زبان هاى ديگر، ازجمله فارسى وجود دارد، همه مردم كشورها با هر زبان كه باشند، مى توانند آن را بخوانند; بفهمند و از مطالب آن استفاده كنند و از آيات آسمانى اش لذت ببرند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 06:23:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tebb&amp;postid=1021</comments>
<dc:creator>tebb</dc:creator>
<guid>http://tebb.blogfa.com/post-1021.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اثبات وجود مبارک صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن</title>
<link>http://tebb.blogfa.com/post-1020.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;قال الصادق علیه السلام: انکار کننده آخرین ما مانند انکار کننده اولین ماست.1 &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;با توجه به روایتی که از امام صادق علیه السلام در شروع مطلب آورده شد می توانیم با صراحت اذعان کنیم که تکلیف شیعیان در مورد پذیرش این امر به درستی مشخص و روشن می شود. &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;همان طور که آیت الله صافی نیز می فرمایند: « به حدی اخبار و بشارات راجع به ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و علائم و خصوصیات و جزئیات آن در کتب بزرگان مشایخ و محدثین شیعه و سنی متواتر، قطعی و مشهور است که در امور اعتقادی دیگر جز چند مورد کثرت اخبار و روایات به این مقدار نیست.»2 &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;ولیکن از آنجا که معاندان و سودجویان همیشه به دنبال بهانه جویی و عذر تراشی هستند متوسل به کتاب الهی می شویم و این مسئله مهم و حیاتی را برای آنها با ادله قاطع و شواهدی محکم تبیین می نماییم با توجه به بررسی ظاهر و الفاظ آیات قرآن مجید شاید به نظر برسد که اصلاً اشاره ای به وجود، ظهور و شرایط ظهور حضرت صاحب الامر علیه السلام در کتاب الهی نشده است ولی با دقت و توجه به بطن آیات بیش از 120 آیه3 می توانیم بیابیم که پیرامون وجود، حیات و علائم ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نازل شده اند که به طور اختصار به بعضی از آنها می پردازیم. &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 06:16:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tebb&amp;postid=1020</comments>
<dc:creator>tebb</dc:creator>
<guid>http://tebb.blogfa.com/post-1020.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آيا انسان مي‌تواند موجود زنده‌اي بوجود آورد؟</title>
<link>http://tebb.blogfa.com/post-1019.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;يكي از مسايلي كه در عصر حاضر، پس از پيشرفتهاي عظيم علوم‌تجربي، براي بشر مطرح شده است خلقت موجود زنده است. (انسان يا غير انسان) برخي متخصصان علوم پزشكي و زيست‌شناسي معتقدند بشريت در دهه‌هاي اخير در اين راه گام‌هايي برداشته و مقدماتي را طي كرده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برخي از صاحب‌نظران و مفسران قرآن اين مطلب را مورد توجه قرار داده و با ذكر برخي آيات قرآن در مورد امكان پذير بودن يا غير ممكن بودن آن اظهار نظر كرده‌اند. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SUP&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 06:12:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tebb&amp;postid=1019</comments>
<dc:creator>tebb</dc:creator>
<guid>http://tebb.blogfa.com/post-1019.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انسان سالم از ديدگاه قرآن</title>
<link>http://tebb.blogfa.com/post-1018.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;(قل كلّ يعمل على شاكلته) اسراء / 84 بگو: هركس بر پايه ساختار &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;روانى و بدنى&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; خود عمل مى كند… &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شخصيت انسان&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ييكى از مهم ترين بحثهاى روان شناسى, روان شناسى شخصيت است, و بررسى رشد و سلامتى انسان نيز بدون پژوهشى اساسى درباره شخصيت بى نتيجه خواهد بود. شخصيت چيست؟ هنوز روان شناسان نتوانسته اند به تعريفى كه همه بر آن هم داستان باشند دست يابند, اما مى توان گفت :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;(شخصيت, هدف نهايى تمام بررسى هاى روان شناختى است, پس در روان شناسى يافته اى نيست كه در شناساندن شخصيت سهمى بر عهده نداشته باشد.) 1&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;(در روان شناسى جديد, شخصيت, نه فصل جداگانه اى از (فصول) روان شناسى در الگوى سنتى است كه در كنار آنها قرار بگيرد و نه جمع ساده يافته هاى فصول و مباحث, يا تأليف و تركيب ساده آنها بر حسب ذوق و سليقه شخصى.) 2&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;(كلّ يعمل على شاكلته) اسراء / 84 هر كس بر اساس آنچه در ساختار روانى ـ بدنى او شكل گرفته عمل مى كند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هر كس بر اساسى حركت و عمل مى كند كه شخصيت او را شكل داده است. طبيعى است كه انسان هشيار بى ترديدى, در مى يابد بايد دنبال اين اشاره را بگيرد و در اين باره به طور جدى پژوهش كند. چه عواملى شخصيت او را شكل مى دهد؟ چه عواملى سبب شكل گرفتن شخصيت سالم و چه عوامل ى سبب شكل گيرى شخصيت ناسالم در انسان مى شود؟ شخصيت بهنجار چگونه شخصيتى است؟ شخصيت نابهنجار چگونه است؟ و آيا قرآن براى اين پرسشها پاسخ دارد يا پاسخ آن را به عهده خرد و يا فطرت انسان نهاده است؟ شايد لازم به يادآورى نباشد كه روش قرآن محدود كردن خويش در بحث موضوعى و حرفهاى يكبار مصرف نيست, گاه از يك آيه كوتاه مى توان در دانشهاى گوناگون و براى پرسشهاى مختلف پاسخ گرفت, بنابراين نبايد انتظار داشت قرآن به روش روان شناسان و بويژه روان شناسان شخصيت, مط الب را به صورت پرسش و پاسخ و فصل بندى هاى اندازه گيرى شده دسته بندى كند و سپس نتيجه بگيرد, اما در حوزه دانشهايى كه جزء رسالت قرآن است حرفهاى اساسى, زير بنايى, جهت بخش و آموزنده را مى توان در جاى جاى قرآن جست و از مجموع آنها پاسخ پرسشهاى خود را به دست آور د.&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;SCRIPT type=text/javascript&gt;
    &lt;!--
        if(__GetStatus() == &quot;1&quot;) __ShowAllTrail();
    // --&gt;
    &lt;/SCRIPT&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 06:02:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tebb&amp;postid=1018</comments>
<dc:creator>tebb</dc:creator>
<guid>http://tebb.blogfa.com/post-1018.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چگونگی ارتباط دختر و پسر </title>
<link>http://tebb.blogfa.com/post-1017.aspx</link>
<description>&lt;H1 align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;آتش و پنبه&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H2 align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG id=img0 src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1385/03/2261502191616237821401922820020312922258168.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;آدمی در 2 جنس زن و مرد آفریده شده است و خداوند گرایش این دو جنس به یکدیگر را در نهاد آنها سرشته است طبیعت انسان، عرف جامعه و شریعت اسلام هم بر این گرایش صحه گذاشته و آن را به عنوان بدیهی ترین اصل فطرت پذیرفته است؛ اما ارتباط دختر و پسر پیش از ازدواج چگونه و حد و حدود آن کدام است؟ مبنای این ارتباط چیست و چگونه می توان حد و مرز آن را تعیین کرد. باید بدانیم مبنای ارتباط دختر و پسر از نظر دین اسلام چیست. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 05:53:01 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tebb&amp;postid=1017</comments>
<dc:creator>tebb</dc:creator>
<guid>http://tebb.blogfa.com/post-1017.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارتباط دختر و پسر و شرايط آن</title>
<link>http://tebb.blogfa.com/post-1016.aspx</link>
<description>&lt;H1 align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;دوستي از دوجنس مخالف&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG alt=مردوزن src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1387/03/20987503012811651241318697184146110231155.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;يكي از نيازهاي اساسي زندگي انسان، تعامل و ارتباط با ديگران است. انسان در طول رشد خود، پيوسته براي بقا و پيشرفت خويش، محتاج ارتباط با ديگران است كه بين اين امر با سلامت رابطه اي نزديك وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال يافتن كساني هستند كه با آن ها احساس خوش بختي كنند و از زندگي با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بيشتري كسب كنند. در بين ارتباطات انساني، نياز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعي از زندگي انسان مطرح مي شود و اين زماني است كه پسر و دختر تصميم مي گيرند تا همسر آينده را انتخاب كنند و در اين ارتباط مقطعي كه لازمه شناخت از همديگر است، اصولي مطرح هستند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;بايد توجه داشت كه نيروي پيوندجويي دو جنس مخالف، دل دادگي هاي پسرانه و دلبري هاي دخترانه و دل بستگي هاي طرفين، در قشر جوان وجود دارد. البته اين ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشكيل خانواده و بقاي نسل و ادامه حيات مي گردند، ولي بايد در چارچوب اصولي اخلاقي و شرعي باشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 05:43:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tebb&amp;postid=1016</comments>
<dc:creator>tebb</dc:creator>
<guid>http://tebb.blogfa.com/post-1016.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> روان شناسی زن و مرد </title>
<link>http://tebb.blogfa.com/post-1015.aspx</link>
<description>&lt;H1 align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;تفاوت های زنان و مردان از نظر شیوه های ارتباطی&lt;/FONT&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P class=GImg align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG id=img0 src=&quot;http://img.tebyan.net/big/1384/03/15256221815063979723182448624518921085.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;شیوه های ارتباطی&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;استنباط بیشتر افراد از کلمه :«ارتباط » تنها ارتباط گفتاری است و بیشتر افراد درباره &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;تفاوت مرد و زن&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;  ، در شیوه ی ارتباط های گفتاری پنداشت های قالبی دارند. مانند این که زنان پر حرف تر از مردان هستند ، مردان از اصطلاحات بیشتر استفاده می کنند و زنان لطیف تر سخن می گویند. هر چند پژوهش ها ، برخی از این پنداشت ها را تأیید می کند ولی بسیاری از این پنداشت ها از واقعیت به دور است. &lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;افزون بر آن ما می توانیم بدون استفاده از کلمات، با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم . حالات چهره ما ، لبخندها و اخم ها ، ارتباط های غیرکلامی برقرار می نمایند. دختران از همان اوان کودکی برتری کلامی را نسبت به پسران نشان می دهند . در صحبت کردن ، هم از کلمات بهتری استفاده می کنند و هم روان تر سخن می گویند. سیالی کلام نیز در آنها بهتر است . منطقه کلامی در نیمکره چپ مغز ، درناحیه بورکا و ورنیکه می باشد و تحقیقات نشان داده است در زنان نیمکره چپ مغز غالب است. در اینجا به چهار قسمت الگوهای حرف زدن، کیفیت صدا، کلمات ویژه ، و عبارات و محتوای سخن می پردازیم. &lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV class=SooTitrContent align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;تحقیقات نشان می دهند که زن ها و مردها از روش های متفاوتی برای نشان دادن گوش کردن خود استفاده می کنند. زن ها در حین گوش دادن بیشتر سر تکان می دهند و از کلماتی مانند آهان، بله و... استفاده می کنند و مقصودشان نیز از استفاده این کلمات این است که «دارم به حرف های شما گوش می دهم». ولی مردها کمتر این حرکات را انجام می دهند و بیشتر زمانی از این اصوات و کلمات استفاده می کنند که بخواهند توافق خود را اعلام نمایند.&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 12:36:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=tebb&amp;postid=1015</comments>
<dc:creator>tebb</dc:creator>
<guid>http://tebb.blogfa.com/post-1015.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
