فــرض می كنیم فردی كه شما شیفته و عاشقش شده اید شـخـص ثـروتـمـندی بـاشـد؛ كـه خـوش بـه سعادتان. البته عـاقـلانـه هم نیست كه با آدمی كه كاملاً بی پول اسـت وهـیچ قــصدی هم ندارد كه در آیـنـده در تأمین هزینه های زندگی سهمی داشته باشد، ازدواج كنید، مگر آن كـه حـاضـر باشید روزی 18 ساعت با كمال رضایت كار كنید تا قادر باشـید مخارج سنگین زندگی را تـأمین كنید. اما ازدواج كردن با یک نفر تنها به خاطر پول، صـرفنـظـر از احـسـاس شـمـا نسبت به آن فرد، تقریباً همواره اشتباه است.
وقـتـی وضـعیت در خانه پدری، شوم و اندوه بار باشد، ازدواج یك راه گریز محسوب می شـود. تعجبی ندارد كه خیلی ها این راه گریز را انتخاب می كـنـند. اما معمولاً این مسیری است كه شما را از چاله در آورده و به چاه مـی انـدازد! یکی دو سال دیگر در خـانه پـدر و مادر ماندن، بهتر از آن است كه با نخستین پیشنـهاد ازدواج ، تن به تأهل دهید، چون آن وقـت مـمـكـن است شریک زندگی تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.
البـتـه جـای تـعــجب دارد كه والـدین شـمــا واقعاً همسر آینده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن ایـن فـرد از سـوی آنها دلـیل كافی برای مد نظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نیست. سال های آینده، زمانی كه آنها درگذشتـند و از میان شما رفتند شما كماكان باید اسیر فرد رؤیاهای آنان باشید. فردی كه شاید مرد یا زن رؤیاهای شما نباشد.
هنگامی كـه دو نفر پس از مدتی آشنایی، تـصـمـیـم ازدواج با یكدیگر می گیرند، اشكالی نـدارد. امـا چـه وقـت اجـبـار بـه دلیل «عـادت مـحـض» خـطرناك می شـود؟ زمــانی كه دو نفر که با یكدیگر ازدواج كرده اند و بعد از یكدیگر طلاق گرفته اند، ( و به هم عادت کرده اند) تصمیم بگیرند دوباره شانس خودشان را امتحان كنند. مـطمـئـن بـاشـیـد هـرگاه بار نخست كارساز نبوده باشد بار دوم نیز كارساز نخواهد بود.
بله. «بچه دار شدن» قوی ترین محرك برای بسیاری از افراد در ازدواج است - اما آیا شما حاضرید فرزندان خود را در شرایط نه چندان ایده آل پرورش دهید؟ موضوع اینجاست: زمانی كه بچه ها بزرگ می شوند و دنبال زندگی خودشان بروند شـما مجدداً با آن فرد خواهید بود. هیچ کس كامل نیست، امـا حـداقل کسی را برگزینید كه بتواند برای فرزندانتان پدر یا مادر خوبی باشد؛ همـچـنـین خود شـما به وی علاقه داشته باشید و برایش احترام قائل باشید. در غـیر این صـورت گـزیـنه دیـگری را مد نظر قرار دهید مثلاً كودكی را به فرزندخواندگی بپذیرید.
معمولاً این گـونـه ازدواج ها زیـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــایه ای برای یك رابطه درازمدت نخواهد بود. ایـن سناریو را در نظر بگیرید: فردی كه شخصی را می یابد كه حاضر است به همسر یا نامزد خـود خیانت كند، مسـلـماً رابطه آنها استحکامی نخواهد داشت. زیـرا کسی كـه تـوسـط شـما بـه فـرد دیگری خیانت كرده، روزی نـیـز به خود شما خیانت خواهد كرد.
اگر توانستید فرد مناسبی را بیابید به شما تبریك می گوییم. اما اگر تردید دارید دست نـگـه داریـد. داشتن یـك نـامـادری یـا ناپدری بی رحم، برای فرزند شما به مراتب سخت تر و ناگوارتر است از این كه فقط یك پدر یا مادر دلسوز و مهربان بالای سرش باشد.
تمام دوستان شما ازدواج كرده اند، اما شما هنوز مجرد هستید...امـا مطمئن باشید كه تا الان یكی دوتای آنها طلاق گرفته اند!
پس، خودتان باشید. هنگــامی كه مثلاً خاله شما در مورد این که آیا تصمیم به ازدواج دارید یا نه از شما سؤال می كند، توجهی نکنید. بهتر است تنها باشید تا این كه با کسی ازدواج كنید كه سبب بـدبـخـتـی شـمـا گــردد. هیچگاه تنها به خاطر آنكه متأهل شوید معیارهای خود را پایین نیاورید.1- ازدواج كردن فقط به خاطر پول
2- ازدواج به خاطر دور شدن از خانه والدین
3- علاقه والدین شما به فرد مورد نظر
4- عادت به رابطه دراز مدت

5- خواهان فرزند بودن
6- کسی که به خاطر شما همسرش را کنار گذاشته
7- یافتن یک ناپدری یا نامادری برای فرزندتان
8- فشار اجتماعی
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 16:5 توسط محمد رضا نصرتی |