به همین لحاظ در نوشتاری كه پیش رو دارید سعی شده است تا به صورت اجمال به راهكارهای مهم و اساسی، پیرامون برخی از توانایی ها و مهارت های لازم برای ایجاد و برقراری یك زندگی مشترك ایده آل پرداخته شود.
مهارت در خودآگاهی آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان كمك می كند با توانایی ها و ضعف ها و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشكیل زندگی مشترك بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود. این خودآگاهی به شخص نشان می دهد كه چگونه می تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم كنترلشان نماید تا منجر به هیچگونه ناراحتی نگردد.
خودآگاهی، موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می شود. همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر نشان می دهد و ارزش واقعی افراد و مسائل پیرامونشان را نمایان می سازد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان سهل تر می نماید، به زندگی او آرامش می دهد و احساس رضایت مندی اش را رونق می بخشد.
خودآگاهی تضمین كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آنها می شود.
به جز موارد فوق، «خودآگاهی» شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمی ها، توانایی ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد.
كشف و درك و شناخت مهارت ها و توانایی های خود، به این دلیل مهم است كه فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی نماید. مثلاً فردی كه هدفش رسیدن به درجات عالیه كمال و معنویات است، اگر با کسی ازدواج كند كه هدفش رسیدن به یك زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشكلات فراوانی در زندگی مشترك خواهد شد. امتیاز دیگری كه می توان برای خودآگاهی منظور نمود آن است كه موجبی قدرتمند برای شناخت و تشخیص تفاوت های بین خود و دیگران است. در این میان باید گفت شناخت تفاوت های میان زن و مرد، یكی از مهم ترین بخش های مربوط به مهارت خودآگاهی است.
در یك بعد كلی می توان گفت انسان ها، تفاوت های بسیاری با یكدیگر دارند كه دلایل شان نیز متنوع و متعدد است. اما تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیكی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند.
1 - دیدگاه زنان و مردان نسبت به ارتباط و مسائل جنسی كاملاً متفاوت است این تفاوت كه در واقع ریشه زیستی دارد، مهمترین اختلاف آنان در ارتباط با رابطه جنسی است. این رابطه در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی كه ارتباط جنسی در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیك دارد و بیشتر ارضای یك غریزه به حساب می آِید. دیگر آن كه جنبه های عاطفی این احساس در مردها، بسیار كمتر از آن احساسی است كه در زن ها وجود دارد. این تفاوت ها و یا عدم آگاهی از آنها، گاهی موجب سوء تفاهم و بر هم خوردن روابط میان مرد و همسرش می شود.
استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترك است. چون آنها مایلند و می خواهند در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل كنند. مخالفت همسر یا عدم توجه وی به این نكته، می تواند مشكلات و موانعی در زندگی مشترك ایجاد کند زیرا مرد تصور می کند كه به احساس استقلالش، لطمه خورده است.
چنانچه زن حس كند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده می شود و واكنش های عاطفی شدید نشان می دهد. زیرا آنچه برای زن ها اهمیت دارد، آن است كه حس كنند همسرشان به آنان احترام می گذارد و به سلامت وعقیده و ... آنان اهمیت می دهد.
با مراجعه به فرهنگ های مختلف موجود در جوامع گوناگون، خواهیم دید كه «مرد» به عنوان قدرت اول خانواده، شناخته شده است كه البته این مسئله را باید جدای از تبعیض های جنسی میان زن و مرد، به حساب آورد. در خانواده هایی كه زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی اتخاذ می نماید، یا این كه قدرت اول خانواده است، معمولاً مشكلات گوناگون زیادی مشاهده می شود كه آسیب دیدگی احساس مرد از خود را می توان یكی از این ناراحتی ها دانست. البته این كه مرد، قدرت اول خانواده باشد بدان معنا نیست كه مرد، در یك نقش دیكتاتوری ظاهر شود بلكه منظور از این مسئله، مدیریتی است كه باید بر عهده مرد قرار بگیرد.
زن ها با دور هم جمع شدن و صحبت كردن، بسیاری از نگرانی ها، استرس ها و ناراحتی های خود را تعدیل وتخلیه می نمایند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درك و آگاهی زن و مرد، نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترك خواهد نمود.
مردها معمولاً وارد جزئیات و نكات ظریف نمی شوند، در حالی كه زن ها به عمق مسائل و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولاً این خصوصیات زن و مرد، موجب می شود زن تصور كند مرد در باره بسیاری از مسائل بی دقت و بدون توجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند كه همیشه ذهن خود را برای موارد و مسائل پیش پا افتاده و كم اهمیت، درگیر و مشغول می سازد.
مردها بیش از زن ها تحت تأثیر جذابیت های جسمی و آراستگی زن قرار می گیرند كه این نیز یكی دیگر از تفاوت های مهم آنهاست.
یكی دیگر از تفاوت های عمده بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است كه زن ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی كه همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد همسر، مكان آشنایی و ... را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها، برای همسر خود، هدیه هایی هم تهیه كند، وقتی با شوهری روبه رو می شود كه نسبت به این مسائل بی اعتنا یا فراموشكار است، نخستین احساسش آن است كه همسرش نسبت به او بی علاقه و بی اهمیت است. باید دانست ادامه چنین تفكرات منفی و برخوردهای احساسی در مدت زمانی اندك، موجب بروز سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترك می شود. لذا آگاهی از این نكات ضمن آن كه از ناراحتی های بسیاری جلوگیری می كند، احساس مهارت در زندگی مشترك را در شخص رشد می دهد و او را به موفقیت می رساند.
همدلی با افراد مهارت خاصی می خواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی به انسان ها كمك بسیاری می كند. گاهی اوقات افراد به اشتباه، تصور می كنند تفاهم به این معناست كه ما با فرد مقابل، كاملاً همفكر و هم عقیده باشیم، در حالی كه باید گفت چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمی توان دو انسان را یافت كه به طور كامل شبیه یكدیگر باشند. اختلاف و تفاوت در دیدگاه ها، سلیقه ها، آرزوها، عقاید و علایق، همه و همه، امری طبیعی و كاملاً عادی است. اما آنچه این اختلاف و تفاوت را می تواند برای ما، قابل درك و فهم سازد، همان «همدلی» است كه به واسطه آن، می توانیم بسیاری از مشكلات ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریك زندگی مان، را برطرف سازیم.
هنگامی كه كسی صحبت می كند، كار دیگری انجام ندهید. خوب گوش كردن یا به عبارت دیگر، گوش كردن فعال، پایه و اساس هر نوع ارتباط سالمی است. نمی توان هم كتاب خواند و هم به صحبت های طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن، تفاوت زیادی وجود دارد. همچنین توجه كنید كه هنگام صحبت كردن طرف مقابل، به صورت او نگاه كنید تا مطمئن باشد نسبت به صحبت هایش، هر چند معمولی و عادی، دقت، حرمت و حساسیت لازم را قائلید. حتی گاه با اظهار كلماتی چون بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به او نشان دهید كه كاملاً به صحبت هایش و آنچه كه می گوید، توجه دارید و برای این توجه تمركز كافی داشته باشید.
هنگام همدلی، سعی كنید طرف مقابل خود را درك كنید. آن هم به طور حقیقی و دور از هرگونه تظاهر و تصنعی ریاكارانه یا از روی اجبار! بلكه از روی عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمی توان با فردی كه با صدا و حالتی حزن آلود، درباره مسئله یا موضوع ناراحت كننده ای سخن می گوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن گفت. البته عكس این مثال نیز صادق است.
بیشتر اوقات، فردی كه از شرایط و مسایل خود، سخن می گوید و به شرح مشكلات یا درد دل هایش می پردازد، قبل از آن كه به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و موقعیت های احساسی او را درك كند. شما باید با توجهی كه نسبت به احساس و هیجان او می كنید، این خواسته را برای وی به اثبات برسانید.
تنها در این صورت است كه می توانید از دریچه چشم وی، به مشكلات نگاه كنید و احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی لازم را درباره اش داشته باشید.
معمولاً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است كه موجبات آزردگی و آسیب پذیری را در او، مستعد می سازد. بنابراین باید مراقب بود تا با چنین فردی، با كلمه ها و جمله های قاطع و بُرنده، صحبت نكنیم. چه بسا كه در تشخیص احساس و معانی سخنان وی اشتباه كرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی كه داشته ایم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ایم، بلكه به نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر نیز كرده ایم.
این مهارت نیز، همانند بقیه مهارت ها، برای ازدواج و تشكیل زندگی مشترك و اصولاً برقراری ارتباط درست با دیگران ضروری و واجب است. آنچه مسلم است، بروز اختلاف و تفاوت بین افراد، امری كاملاً عادی و طبیعی است. منتها مهمتر و طبیعی تر آن است كه نسبت به حل این اختلافات، اشراف داشته باشیم و بتوانیم اختلاف یا سوء تفاهمات خود یا دیگران را به گونه ای حل كنیم كه رضایت همه فراهم آید؛ و این رضایت حاصل نخواهد شد مگر با كسب مهارت در حل اختلافات.
حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است كه همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود.
اگر برای وصل كردن، قدم جلو می گذاریم، باید دقت كنیم از به كار بردن سخنان نومید كننده و تحریك كننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم.
به محض احساس اختلاف یا سوء تفاهم، درصدد حل آن برآیید. چون اگر شامل مرور زمان شود، تبدیل به كینه و رنجش می شود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو كردن ناراحتی ها و سوءتفاهمات، كمك مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز سهل تر می نماید.
چنانچه ما با طرف مقابل خود، دچار مشكلی شده اید یا برای حل اختلاف دیگران، می خواهید اقدام نمائید، هرگز نباید به گونه ای صحبت كنید كه دیگری یا دیگران را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی كنید. طعنه و كنایه را نیز باید از لحن و كلامتان حذف نمایید.
ناراحتی خود را عنوان كنید و درباره اش سخن بگویید بدون آن كه قضاوت یا سرزنش كنید و حكمی صادر نمایید.
به طرف مقابل خود یا دیگرانی كه با یكدیگر دچار اختلاف شده اند، اجازه كافی بدهید تا از ناراحتی ها و مشكلاتشان صحبت كنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشكلات، آماده تر می نماید.
در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یك جمله كه حاكی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر كند. «عذرخواهی» نه تنها فرد را كوچك نمی كند، بلكه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز می سازد. حال چنانچه لزومی به عذرخواهی هیچ كسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، كنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.
برای هر مشكل، یك جلسه مشخص را اختصاص دهید. چرا كه در صورت صحبت و طرح همه ناراحتی ها و مشكلات در یك جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلكه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت.
لازم به یادآوری است كه مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زن ها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمناً باید در نظر داشت كه در این روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همكاری و تعادل، برای همگان امری لازم و واجب است.
تصمیم گیری نیاز به مهارت دارد. انسان ها به صورت های مختلفی تصمیم گیری می كنند، خواه این تصمیم درباره معامله ای باشد یا اشتغال به كاری یا انجام عملی یا ازدواجی.
كه تصمیم براساس یك احساس خاص ( عشق ، خشم، كینه، حسادت و كمك و...) گرفته می شود.
تصمیمی كه فرد به دلیل ترس و نگرانی كه دارد، سعی می كند تا آنجا كه می تواند آن را به تعویق اندازد. این گونه اتخاذ تصمیم، امكان آن را به وجود می آورد كه فرد، فرصت های مناسب زندگی خویش را از دست بدهد.
تصمیمی است كه فرد، برای انجام آن به دلایل اخلاقی تكیه می كند. مثلاً ادامه دادن به یك زندگی مشترك مملو از تنش و پر تشنج، به دلیل وجود فرزند.
این نوع تصمیم گیری، بسیار سریع و بدون توجه به عاقبت كار، یا ارزیابی و توجه به موقعیت ها و شرایط صورت می گیرد. مثلاً فردی، فرد مقابل خود را برای كاری كه در نظر دارد ترغیب به عجله می كند و قدرت تفكر در مورد یك عمل درست را از او می گیرد.
سبك تصمیم گیری مطیعانه، می تواند صدمه زیادی به موضوع تصمیم و یا به عنوان مثال، به ازدواج فرد، وارد كند. در تصمیم گیری مطیعانه، دیگران برای یك یا دو نفر یا موضوعی، تصمیم می گیرند بدون آن كه فرد یا افراد یا موضوعی كه تصمیم بر روی آن اجرا می شود، نقشی در این تصمیم گیری داشته باشند. نمونه این تصمیم گیری را می توان در ازدواج های سنتی مشاهده كرد.
سالم ترین تصمیم ها، تصمیمی است كه براساس تفكر، بررسی و مطالعه، ارزیابی و تحقیق صورت بگیرد. تصمیم گیری عقلانی، براساس واقعیات است و معمولاً خطا و اشتباه در آن به ندرت دیده می شود.
زمانی است كه فرد متوجه می شود باید تصمیم بگیرد. بنابراین روی آن تمركز كرده و ضمن روشن كردن موضوع تصمیم، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می نماید.
با راه حل ها و اطلاعاتی كه فرد به دست آورده، این حق را می یابد تا تصمیمی درست برای انتخاب، ازدواج یا انجام كار مورد نظرش بگیرد.
فرد پیامدهای متفاوت از انتخاب ها را مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهد تا معقول ترین آنها را انتخاب كند.
نسبت به تصمیمی كه گرفته می شود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت.
حتی تصمیم عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.
در این مرحله، فرد به صورت عملی وارد مراحل برنامه ریزی شده می شود. مثلاً تصمیم به ازدواج كه مراحلی همچون خواستگاری ، نامزدی ، خرید و غیره دارد.
فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمی می پردازد كه یا ناموفق بوده یا آن موفقیت لازمی را كه فكر می كرده نداشته است. در اینجا فرد مراحلی را كه از سر گذرانده، مورد بررسی قرار می دهد تا برای برنامه آینده اش، شروع به برنامه ریزی كند.
شناخت تفاوت های میان زنان و مردان
بیشترین این تفاوت ها را كه معمولاً شدید و قابل تعمق است، می توان در ازدواج و زندگی مشترك به وضوح احساس كرد، از جمله این كه:
2 - استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد
3 - زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند
4 - مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است
5 - صحبت كردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است

6 - نگاه مردان به مسائل، كلی تر است
7 - جذابیت های جسمی و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد
8 – زن ها عاطفی تر از مردها هستند
مهارت در همدلی با افراد

اصول مهارت همدلی
1 – به صحبت های دیگران خوب گوش كنید.
2 - با احساس و عواطف طرف مقابل تان همراه و هماهنگ شوید.
3 - به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید.
4 - خود را به جای طرف مقابل بگذارید.
5 - در همدلی با طرف مقابل، از جمله های قاطع استفاده نكنید.
مهارت حل اختلاف

اصول مهارت حل اختلاف
- صحبت كنید، اما بدون پرخاش و توهین و تندی.
- منفی سخن نگویید.
- در اولین قدم اختلاف، آن را حل كنید.
- از طرف مقابل خود، یا طرفین اختلاف، درخواست كنید تا خیلی سریع، وقت مناسبی را با هماهنگی یكدیگر، برای حل اختلاف، اختصاص دهند.
- احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید.
- نظر و عقیده خود را بیان كنید.
- دیگری یا دیگران نیز حق دارند.
- عذرخواهی مشكل نیست.
- هربار، فقط یك موضوع را مطرح كنید.
مهارت تصمیم گیری
انواع تصمیم گیری
1 - تصمیم گیری احساسی؛
2 - تصمیم گیری اجتنابی؛
3 - تصمیم گیری اخلاقی؛
4 - تصمیم گیری تكانشی؛
5 - تصمیم گیری مطیعانه؛
6 - تصمیم گیری عقلانی؛اصول تصمیم گیری عقلانی
تصمیم گیری عقلانی نیز مانند بقیه مهارت ها، دارای اصول مهارتی است كه به ترتیب ذیل است:
- مواجه شدن با یك تصمیم:
- حق انتخاب و بررسی مورد تصمیم بر اساس اطلاعات:
- ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده حق انتخاب:
- تعهد به تصمیم:
- برنامه ریزی برای انجام تصمیم:
- اجرا یا انجام تصمیم:
- ارزیابی پیامدهای واقعی اجرا یا انجام تصمیم:
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 16:2 توسط محمد رضا نصرتی |