باز این چه شورش است که در خلق عالم است دنیا براى بسیارى از مردم جاى زینت، تفاخر، تكاثر، لهو و لعب است؛ اما گروهى از مردان خدا هرگز فریب لذتهاى زودگذر را نمى خورند و بر اساس فرمایش قرآن كریم"تجارت، آنها را از ذكر خدا غافل نمى كند." آنان در دنیا زندگى مى كنند؛ اما هرگز وابسته به دنیا نیستند. آرى فقط به خدا و آنچه كه در مسیر كمال است؛دل بستهاند.
مونس آنان كتاب خدا و آیات الهى است؛ آن گونه كه اگر تمام مردم كره زمین بمیرند، اما این كتاب همراهشان باشد، هرگز احساس تنهایى و وحشت نمى كنند.
امام حسین علیه السلام از جمله انسانهاى بىنظیر جهان هستى است كه زندگى او با قرآن عجین شده بود. او از كودكى با قرآن همراه بود؛ عاشق و دلداده قرآن بود. چون لب به سخن مى گشود، كلامش آیات قرآن بود و از قرآن دفاع مى كرد؛ اگر نامهاى مى نگاشت، دفاع از قرآن بود و سكوتش براى اندیشیدن در آیات آن.
با اذعان به این كه در این نوشتار كوتاه نمى توان كاملا به زندگى قرآنى امام حسین علیه السلام پرداخت، اما اجمالا به مواردى از آن اشاره خواهد شد كه از دوران كودكى حضرت، تا روز شهادتش را در برگرفته است.
1. عشق به قرآن در دوران كودكى
امام حسین علیه السلام از كودكى به قرآن عشق فراوانى داشت، زیرا آیات فراوانى از قرآن در خانه شان بر رسول خدا(ص) نازل گشت و بدون تردید، امام حسین علیه السلام متاثر از فضاى قرآن حاكم بر خانواده بود. ایشان از سنین كودكى به قرائت، حفظ، تفسیر و تاویل قرآن اهمیت زیادى مى داد. به چند نمونه از آنها كه در تاریخ به ثبت رسیده، دقت كنید:
الف ـ فراگیرى سوره توحید
از امام حسین علیه السلام سوال شد: از رسول خدا چه شنیدى؟ فرمود: شنیدم كه مى فرمود:
"خداوند كارهاى مهم و بزرگ را دوست مى دارد و كارهاى پست و حقیر را نمى پسندد... و او"قل هوالله احد" و نمازهاى پنجگانه را به من آموخت."
و شنیدم كه مى فرمود:
"هر كه خدا را اطاعت كند، خدا او را بالا مى برد و هر كه نیت خود را براى خدا خالص كند، خدا او را نیكو سازد و بیاراید و هر كه به آنچه نزد خدا است، اطمینان كند، خدا او را بى نیاز كند و هر كه بر خدا بزرگى كند، خدا او را خوار سازد."(1)
*امام زین العابدین علیه السلام مى فرماید: در شب عاشورا پدرم یاران خود را جمع كرد و براى آنها خطبه خواند. من نیز خدمت ایشان رفتم تا گفتارشان را بشنوم. پدرم به یاران خود مى فرمود: خداى را ستایش مى كنم به بهترین ستایش هایش و او را سپاس مى گویم در خوشى و ناخوشى. بار خدایا! تو را سپاس مى گزارم كه ما را به نبوت گرامى داشتى و علم قرآن و فقه دین را به ما كرامت فرمودى و گوشى شنوا و چشمى بینا و دلى آگاه به ما عطا كردى؛ ما را از زمره سپاسگزاران قرار بده* ب ـ پرسش تاویل برخى آیات از رسول خدا(ص)
اسماعیل بن عبدالله روایت كرده است: هنگامى كه آیه"و اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض فى كتاب الله"؛ (و خویشاوندان در كتاب خدا بعضى مقدم بر بعضى دیگرند) نازل شد، امام حسین علیه السلام مى فرماید: تاویل این آیه شریفه را از پیامبر(ص) سوال كردم.
پیامبر(ص) در پاسخ فرمودند: سوگند به خدا كه منظور پروردگار در این آیه جز شما نمى باشد. و"اولوا الارحام" شمایید. پس اگر من از دنیا رفتم، پدرت على از هر كس به جانشینى من شایسته تر است و هر گاه پدرت على درگذشت، برادرت حسن به جانشینى او سزاوارتر است و هر گاه حسن از دنیا رفت، تو به جانشینى او لایق ترى.
عرض كردم: اى رسول خدا! چه كسى پس از من به جانشینى من سزاوارتر است؟
فرمود: فرزندت على، سپس فرزندش محمد، سپس فرزندش جعفر، سپس فرزندش موسى، سپس فرزندش على، سپس فرزندش محمد، سپس فرزندش على، سپس فرزندش حسن؛ پس هر گاه حسن از دنیا رفت، غیبت در نهمین فرزند تو رخ مى دهد و این نُه امام، از نسل تو هستند. خدا به آنان دانش و فهم مرا عطا فرموده است و سرشت آنان از سرشت من است.(2)
ج ـ منظور از (ان السمع و البصر و الفواد) چیست؟
عبدالعظیم فرزند عبدالله حسنى گوید: سرورم امام هادى علیه السلام از پدران خود، از امام حسین علیه السلام نقل كرده است كه رسول خدا(ص) فرمود: همانا ابوبكر نسبت به من همچون گوش، و عمر همچون چشم و عثمان همچون دل است. امام حسین علیه السلام مى فرماید: فرداى آن روز خدمت پیامبر(ص) مشرف شدم در حالى كه در محضر او امیرمومنان علیه السلام، ابوبكر، عمر و عثمان شرفیاب بودند. از حضرت سوال كردم: اى جد بزرگوار! دیروز از شما درباره این صحابه سخنى شنیدم؛ منظور چیست؟
پیامبر(ص) فرمود: آرى. سپس به آن سه نفر اشاره كرده، فرمود: آنان همانند گوش و چشم و دل اند و به زودى در روز قیامت در مورد این وصى من ـ سپس به على علیه السلام اشاره فرمود ـ از آنان سوال مى شود. خداى سبحان مى فرماید:"ان السمع و البصر و الفواد كل اولئك كان عنه مسئولا"(3) سپس فرمود: سوگند به عزت پروردگارم كه همه امت من در روز قیامت نگه داشته مى شوند و از آنان درباره ولایت على علیه السلام سوال مى شود و این، همان فرموده خداى سبحان است كه"و نگاهشان دارید كه سوال مى شوند."(4)
د ـ شفا یافتن به بركت سوره حمد
علامه مجلسى مى نویسد: از امیرمومنان علیه السلام نقل شده كه فرمود: وقتى امام حسین علیه السلام بیمار شد، مادرش فاطمه(س) او را نزد پیامبر(ص) برد و عرض كرد: یا رسول الله! دعا كن خداوند به پسرت شفا عنایت فرماید. رسول خدا(ص) فرمود: دخترم! خداوند متعال همان كسى است كه او را به تو هبه كرد و او قادر است كه پسرت را شفا دهد. در همان وقت جبرئیل نازل شد و عرض كرد: یا محمد! به درستى كه خداوند متعال سوره اى را بر شما نازل نكرده، مگر این كه در آن، حرف"فا" مى باشد. و هر فایى از آفت است؛ جز سوره حمد كه در آن، حرف فاء نیامده است. پس ظرف آبى طلب كن و بر آن چهل مرتبه سوره حمد را بخوان. سپس آن آب را بر حسین بپاش كه خداوند در اثر چنین كارى، به حسین شفا خواهد داد. پیامبر(ص) چنین كرد و امام حسین علیهالسلام عافیت یافت.(5)
2. عشق به آیات قرآن
اگر چه شنیدن تمام آیات قرآن براى امام حسین علیه السلام لذت بخش بود، اما گاهى شنیدن برخى آیات، آن هم از زبان پدرشان، آن قدر لذت بخش بود كه وصف آن را فقط خود ابى عبدالله علیه السلام مى دانست و بس.
امام صادق علیه السلام مى فرماید: پدرم برایم نقل فرمود كه على ابن ابى طالب علیه السلام در حالى كه امام حسن و امام حسین علیهماالسلام در محضر مبارك او بودند، سوره مباركه"انا انزلناه فى لیله القدر" را قرائت كرد. امام حسین عرض كرد: پدر جان! گویا شنیدن این سوره از دهان مبارك تو، شیرینى ویژه اى دارد! امام على علیهالسلام در پاسخ فرمود: اى فرزند رسول خدا و اى فرزندم! من از این سوره خاطره اى دارم كه تو از آن خبر ندارى؛ چون این سوره نازل شد، جد تو پیامبر خدا(ص) مرا به حضور طلبید و آن را بر من قرائت كرد. سپس دست برشانه راست من زد و فرمود: اى برادر و وصى من و اى سرپرست امت من پس از من، و اى ستیزگر با دشمنان من تا روزى كه برانگیخته شوند! این سوره پس از من براى توست و سپس در شان فرزندان تو. همانا برادرم جبرئیل رویدادهاى امتم را برایم بازگو كرد و او آنها را همانند حوادث نبوت براى تو بازگو مى كند. این سوره در قلب تو و اوصیاى تو تا هنگام طلوع فجر قائم آل محمد علیه السلام نورى درخشان دارد.(6)
*علامه مجلسى از اربلى، از انس نقل مى كند: نزد امام حسین علیه السلام بودم كه یكى از كنیزان آن حضرت در حالى كه شاخه گلى در دستش بود، وارد شد و آن را به امام تقدیم كرد. امام فرمود: تو در راه خدا آزاد هستى. عرض كردم: او را در برابر یك شاخه گل بى ارزش و كم بها آزاد مى كنى؟! حضرت فرمود: خداوند ما را چنین تربیت كرده است كه مى فرماید:"و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها." و آزادگى او بهتر است از آنچه كه او آورده بود* 3. عشق به تلاوت قرآن كریم
همانگونه كه گفته شد، امام حسین علیه السلام از دوران كودكى به این كتاب آسمانى علاقه شدیدى داشت و همواره در تمام زندگى اش از قرآن سخن مى گفت و لحظه اى از آن جدا نبود؛ حتى در آن روزهایى كه براى دفاع از قرآن و اسلام آماده جنگ با دشمنان اسلام بود. امام علیه السلام چه در مدینه و چه در بین مكه و مدینه و در راه عزیمت از مكه به كربلا و در كربلا، در مقاطع مختلف، از قرآن سخن به میان مىآورد و با ابراز عشق به آن، میزان علاقه خود را به حاضران و آیندگان نشان مى داد كه به چند مورد از آنها اشاره مى كنیم:
الف ـ قرائت قرآن در بیابان سوزان
ابن عساكر از یزید الرشك، از شخصى كه با امام حسین علیه السلام گفت وگو داشته، نقل كرده است: (در منزل ثعلبیه) چشمم به چادرهایى افتاد كه در بیابان برپا شده بود. پرسیدم: این چادرها از آن كیست؟ گفتند: امام حسین علیه السلام. پس به نزد او آمدم و او را پیرمردى یافتم كه مشغول تلاوت قرآن بود و اشك از چشمانش بر گونه ها و محاسنش سرازیر بود. عرض كردم: پدر و مادرم به فدایت اى فرزند رسول خدا! براى چه به این جا آمدى، و در این بیابان كه هیچ كس در آن یافت نمى شود، چه مى كنى؟
فرمود: این نامه هاى اهل كوفه است كه به من نوشته اند و نمى بینم مگر آن كه همان ها قاتل من هستند. پس اگر چنین كردند، هیچ حرمتى براى خدا نبوده، مگر آن كه دریده باشند و خداوند در برابر این همه بى حرمتى، از آنها كسى را بر آنان مسلط خواهد كرد كه خوار و ذلیلشان كند...(7)
ب ـ مهلت خواستن امام در عصر عاشورا
تمام مورخان اسلامى ذكر كرده اند كه در عصرتاسوعا، عمر بن سعد با دریافت پیام و دستور جدید از عبیدالله بن زیاد، به محل استقرار امام حسین علیه السلام و یاران با وفایش نزدیك شد. چون امام از هدف او آگاه شد، به برادر بزرگوار خود، قمربنى هاشم فرمود: اگر مى توانى آنها را متقاعد كن كه جنگ را تا فردا به تاخیر بیندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خداى خود راز و نیاز كنیم و به درگاهش نماز بگزاریم. خداى متعال مى داند كه من به خاطر او نماز و تلاوت كتاب او را دوست دارم...(8)
و با این بیان، حضرت یك شب را مهلت گرفت و بار دیگر اوج عشق و علاقه خود را به قرآن نشان داد.
ج ـ خطبه شب عاشورا
امام زین العابدین علیه السلام مى فرماید: در شب عاشورا پدرم یاران خود را جمع كرد و براى آنها خطبه خواند. من نیز خدمت ایشان رفتم تا گفتارشان را بشنوم. پدرم به یاران خود مى فرمود: خداى را ستایش مى كنم به بهترین ستایش هایش و او را سپاس مى گویم در خوشى و ناخوشى. بار خدایا! تو را سپاس مى گزارم كه ما را به نبوت گرامى داشتى و علم قرآن و فقه دین را به ما كرامت فرمودى و گوشى شنوا و چشمى بینا و دلى آگاه به ما عطا كردى؛ ما را از زمره سپاسگزاران قرار بده.(9)
د ـ در چادرهاى حسینى چه گذشت؟
در شب عاشورا در میان خیمه هاى یاران امام، جنب و جوش فوق العاده اى به چشم مى خورد. برخى سلاح خود را براى جنگ آماده مى ساختند؛ عده اى مشغول عبادت و مناجات و راز و نیاز با پروردگار بودند و بعضى هم با قرآن انس گرفته بودند.
از ضحاك بن عبدالله مشرقى نقل شده است كه در شب عاشورا، هر چند لحظه یك بار، گروهى سواركار از لشكریان عمربن سعد به عنوان ماموریت و نظارت به پشت خیمه هاى حسین بن على علیهماالسلام مىآمدند و به وضع این خیمه نشینان سر مى كشیدند. یكى از آنان صداى امام را كه این آیه شریفه را مى خواند، شناخت: (ولا یحسبن الذین كفروا انما نملى لهم خیر لانفسهم انما نملى لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین ما كان الله لیذر المومنین على ماانتم علیه حتى یمیزالخبیث من الطیب...)(10)
آنان كه كفر ورزیدند، گمان نبرند مهلتى كه به آنان مى دهیم، به نفع آنها است؛ بلكه به آنان مهلت مى دهیم تا بر گناهان خود بیفزایند و براى آنان عذابى است ذلت بار. خداوند مومنان را بر این وضعى كه هستند، واگذار نخواهد نكرد تا بد را از نیك و ناپاك را از پاك جدا سازد.
آن مرد با شنیدن این آیه، گفت: به خدا سوگند! افراد نیك، ما هستیم كه خدا ما را از شما جدا كرده است."بریر" جلو آمد و به او پاسخ داد: اى مرد فاسق! خدا تو را در صف پاكان قرار داده است؟ به سوى ما برگرد و از این گناه بزرگ خود توبه كن؛ به خدا سوگند كه ماییم افراد پاك. آن مرد از روى استهزاء گفت:"و انا ذلك من الشاهدین؛ من نیز بر این شهادت مى دهم"، آن گاه به سوى اردوگاه لشكر ابن سعد برگشت.(11)
*تمام مورخان اسلامى ذكر كرده اند كه در عصرتاسوعا، عمر بن سعد با دریافت پیام و دستور جدید از عبیدالله بن زیاد، به محل استقرار امام حسین علیه السلام و یاران با وفایش نزدیك شد. چون امام از هدف او آگاه شد، به برادر بزرگوار خود، قمربنى هاشم فرمود: اگر مى توانى آنها را متقاعد كن كه جنگ را تا فردا به تاخیر بیندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خداى خود راز و نیاز كنیم و به درگاهش نماز بگزاریم. خداى متعال مى داند كه من به خاطر او نماز و تلاوت كتاب او را دوست دارم*
4. تشویق معلم قرآن
امام علیه السلام به خاطر علاقه شدیدى كه به قرآن داشت، به معلمان قرآن بسیار ابراز علاقه مى كرد و در موردى، یك معلم قرآن را آن قدر تشویق كرد كه مورد اعتراض دیگران قرار گرفت.
ابن شهرآشوب روایت مى كند كه عبدالرحمن سلمى به یكى از فرزندان امام حسین علیه السلام سوره حمد را آموزش داد. وقتى فرزند امام آن را در نزد پدر خواند، امام حسین علیه السلام به آن آموزگار هزار دینار و لباس عطا كرد و دهان او را پر از جواهرات كرد.به حضرت اعتراض كردند كه آموزش یك سوره این همه عطا و تشویق لازم نداشت!
امام در پاسخ فرمود: این عطا و بخشش چگونه مى تواند با تعلیمى كه او مى دهد، برابرى كند!؟(12)
5. قرآن در سیره امام حسین علیه السلام
زندگى امام حسین علیه السلام بزرگترین و بهترین نشانه تجلى آیات قرآن كریم است؛ چرا كه قرآن همراه آنها و آنان همراه با قرآن بودند و هرگز جدایى بین قرآن و عترت، قابل تصور نیست. این حقیقت زمانى كه به نشانه هاى آن توجه كنیم، جایگاه خود را مى یابد:
الف ـ امام حسین علیه السلام در كنار سفره بینوایان
عیاشى در تفسیر خود از مسعده روایت كرده كه روزى امام حسین علیه السلام از كنار فقرا و تهیدستان مى گذشت. آنان كه سفره خود را پهن كرده و تكه هاى نان خشك را در آن قرار داده بودند، از امام خواستند تا با آنان هم غذا شود.
حضرت به درخواست آنها پاسخ مثبت داد و در كنار آنها نشست و با آنان هم غذا شد و این آیه را تلاوت فرمود:"ان الله لایحب المستكبرین"؛ (13) خداوند مستكبران را دوست نمى دارد.
سپس فرمود: من دعوت شما را پذیرفتم؛ حال، شما نیز به دعوت من پاسخ گویید. عرض كردند: آرى، اى فرزند رسول خدا! چنین مى كنیم. پس همراه امام حسین علیه السلام به سوى منزلش روانه شدند. حضرت به كنیز خود فرمود: هر چه در منزل كنار گذاشته اى، براى ما بیاور.(14)
ب ـ آزادى در برابر یك شاخه گل
علامه مجلسى از اربلى، از انس نقل مى كند: نزد امام حسین علیه السلام بودم كه یكى از كنیزان آن حضرت در حالى كه شاخه گلى در دستش بود، وارد شد و آن را به امام تقدیم كرد. امام فرمود: تو در راه خدا آزاد هستى. عرض كردم: او را در برابر یك شاخه گل بى ارزش و كم بها آزاد مى كنى؟! حضرت فرمود: خداوند ما را چنین تربیت كرده است كه مى فرماید:"و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها"(15) و آزادگى او بهتر است از آنچه كه او آورده بود.(16)
ج ـ گذشت به خاطر شنیدن آیه عفو
همچنین نقل شده است كه روزى یكى از بردگان حضرت، جنایتى كه موجب تنبیه بود، انجام داد. حضرت دستور داد تا او را تادیب كنند. او گفت: اى آقاى من!"والكاظمین الغیظ"(17)؛ امام فرمود: رهایش كنید. بار دیگر گفت: اى مولاى من! "والعافین عن الناس"(18)؛ حضرت فرمود: از تو گذشتم. براى بار سوم گفت: اى مولاى من!"والله یحب المحسنین"(19)؛ حضرت فرمود: تو در راه خدا آزاد هستى. و از این پس، حقوق تو دو برابر آنچه كه پیش از این به تو مى دادم، خواهد بود.(20)
د ـ اخلاق كریمانه در پرتو قرآن
عصام بن المصطلق گوید: وارد مدینه شدم؛ وقتى حسین بن على علیه السلام را دیدم، هیبت و عظمت او حسد و كینه درونى ام را نسبت به پدرش على علیه السلام شعله ور ساخت. بدین جهت، او را مورد خطاب قرار داده، گفتم: تو پسر ابوتراب هستى؟ گفت: آرى. پس شروع كردم به دشنام دادن او و پدرش.
امام حسین علیه السلام نگاهى مهرجویانه به من افكند و فرمود: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم"خذالعفو وامر بالعرف واعرض عن الجاهلین و اما ینزغنك من الشیطان نزغ فاستعذ بالله انه سمیع علیم. ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذكروا فاذا هم مبصرون و اخوانهم یمدونهم فى الغى ثم لا یقصرون".(21)
با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذیر و به نیكى ها دعوت نما و از جاهلان روى بگردان (و با آنان ستیزه مكن) و هر گاه وسوسه اى از شیطان به تو رسد، به خدا پناه بر، كه او شنونده و داناست. پرهیزگاران هنگامى كه گرفتار وسوسه هاى شیطانى شوند، به یاد (خدا و پاداش و كیفر او) مى افتند و (در پرتو یاد او، راه حق را مى بینند و) در این هنگام بینا مى گردند. و (ناپرهیزگاران را) برادرانشان (از شیاطین) پیوسته در گمراهى پیش مى برند و باز نمى ایستند.
سپس به من فرمود: صدایت را كوتاه كن و آرام تر سخن گوى؛ خداوند من و تو را ببخشاید. اگر از ما چیزى طلب مى كردى، به تو كمك مى كردیم و اگر عطا و بخششى مى خواستى، به تو مى دادیم و اگر راهنمایى مى خواستى راهنمایى ات مى نمودیم.
عصام گوید: از تندرویهایى كه كرده بودم، سخت پشیمان شدم.
امام فرمود:"لا تثریب علیكم الیوم یغفر الله لكم و هوارحم الراحمین"(22)؛ امروز ملامت و توبیخى بر شما نیست، خداوند شما را مى بخشد و او مهربان ترین مهربانان است. سپس فرمود: تو از شامیان هستى؟ عرض كردم: آرى. فرمود:"شنشنهاعرفها مناخزم"(23) خدا ما و تو را زنده بدارد. نیازهایت را از ما بخواه كه مرا در بهترین گمانت خواهى یافت.
عصام گوید: آن چنان شرمنده شدم كه زمین با آن همه وسعتى كه داشت، بر من تنگ آمده، آرزو داشتم تا مرا به كام خود فرو برد. از آن پس، هیچ كس در نزد من محبوب تر از او و پدرش نبود.(24) باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتماست
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظماست
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهماست
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانویغم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدماست
خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386ساعت 19:31 توسط محمد رضا نصرتی
همچنین به آیات دیگرى برمى خوریم كه حضرت امام حسین علیه السلام شان نزول آنها را اهل بیت مى داند و یا آنها را به اهل بیت تفسیر كرده است:
الف ـ مراد از"ناس" ما اهل بیت هستیم
سعید بن مسیب نقل مى كند: از امام سجاد علیه السلام شنیدم كه مى فرمود: مردى خدمت امیرمومنان علیه السلام رسید و عرض كرد: اگر عالم هستى، مرا از تفسیر"ناس" و"اشباه الناس" و"نسناس" آگاه كن. حضرت امیر علیه السلام خطاب به امام حسین علیه السلام فرمود: اى حسین! جواب این مرد را بده. امام حسین علیه السلام فرمود: اما این كه پرسیدى"ناس" چه كسانى اند؛ ما همان ناس هستیم (كه خداى سبحان مردم را به پیروى از ما فرمان داده است). از این رو، خداى پاك در كتاب آسمانى خویش مى فرماید:"ثم افیضوا من حیث افاض الناس"(25)؛ "از همان جایى كه مردم كوچ مى كنند (عرفات)، شما هم كوچ كنید." این رسول خدا(ص) بود كه مردم را كوچانید. و اما سوال تو كه"اشباه الناس" چه كسانى هستند؛ آنان شیعیان و دوستان ما هستند و آنان از ما مى باشند. از این رو، حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود:"فمن تبعنى فانه منى"(26)؛هر كه از من پیروى كند، حقا كه او از من است. اما سوال تو كه"نسناس" چه كسانى هستند؛ آنان همین توده مردم اند. و حضرت با دست [ مبارك] خود به انبوه مردم اشاره كرد و این آیه را خواند:"ان هم الا كالانعام بل هماضل سبیلا"(27)؛اینان جز همانند چهارپایان نیستند؛ بلكه (نادان تر و) گمراه تر از آنهایند.(28)
ب ـ این آیه درباره ما نازل شده است
ابن شهر آشوب در كتاب خود آورده است كه حضرت موسى بن جعفر و امام حسین علیهماالسلام در تفسیر آیه شریفه"الذین ان مكناهم فى الارضاقاموا الصلوه ...)(29)؛آنان كه چون در زمین به قدرت رسیدند، نماز را بر پاى مى دارند، فرمودند: این آیه درباره ما اهل بیت آمده است.(30)
7 . تطبیق برخى آیات بر امیرمومنان علیه السلام
امام حسین علیه السلام علاوه بر تطبیق بعضى آیات شریفه بر اهل بیت عصمت علیهم السلام، برخى دیگر از آیات را خصوصا بر امیرمومنان على علیه السلام تطبیق مى كرد و مى فرمود: این آیه در شان مولا على علیه السلام نازل شده است. در این جا چند مورد از آنها را ذكر مى كنیم:
الف) امام علیه السلام در تفسیر آیه شریفه"تراهم ركعا سجدا"(31)؛آنان را در حال ركوع و سجود بسیار مىبینى، فرمود: این آیه شریفه در شان على بن ابى طالب علیه السلام نازل شده است.(32)
ب) همچنین امام باقر علیه السلام، از امام سجاد علیه السلام، از جدش نقل مى كند كه وقتى آیه شریفه"و كل شىءاحصیناه فى امام مبین"(33)؛و همه چیز را در كتابى روشنگر برشمارده ایم، بر پیامبر اكرم(ص) نازل شد، ابوبكر و عمر از جاى برخاستند و گفتند: اى رسول خدا! آیا امام مبین، تورات است؟ فرمود: نه. عرض كردند: انجیل است؟ فرمود: نه. سوال كردند: قرآن است؟ فرمود: نه. در این هنگام امیرمومنان علیه السلام وارد شد. پیامبر خدا(ص) به على علیه السلام اشاره نموده و فرمود: امام مبین، این است. حقا كه او همان امامى است كه خداى تبارك و تعالى علم هر چیزى را در آن به شمار آورده است.(34)
ج) امام مى فرماید كه از پیامبر(ص) درباره آیه"طوبى لهم و حسن مآب"(35) سوال شد. پیامبر فرمود: این آیه درباره امیرمومنان على علیه السلام نازل شده است و"طوبى" درختى است در خانه على كه در فردوس مى باشد و هیچ میوه اى از میوه هاى بهشتى نیست، مگر آن كه در آن خانه موجود است.(36)
د) حارث بن اعور به امام حسین علیه السلام گفت: فدایت شوم اى فرزند رسول خدا! مرا از فرمایش خدا در كتاب خویش خبر ده كه مى فرماید:"والشمس و ضحیها"(37) منظور چیست؟ فرمود:"ویحك یا حارث ذلك محمد رسول الله؛ اى حارث! این محمد رسول خداست عرض كرد: فدایت شوم منظور از"والقمر اذا تلاها" چیست؟ فرمود: منظور امیرمومنان است كه پشت سر پیامبر(ص) بود. عرض كردم: منظور از"والنهار اذا جلاها" چیست؟ فرمود: آن قائم آل محمد است كه زمین را پر از عدل و داد مى كند.(38)
8 . پاسخ با استناد به آیات
در مواقع گوناگونى امام حسین علیه السلام با استناد به آیات قرآن كریم به اتهامات واهى دشمنان پاسخ گفته و آنها را سركوب مى كرد و در نتیجه، دشمن جز تسلیم در برابر امام چاره دیگرى نداشت.
از موسى بن عقبه نقل شده كه به معاویه گفته شد: اكنون چشم مردم به سوى حسین رفته است؛ چه خوب است كه او را دستور دهى منبر برود و سخن بگوید تا بدین وسیله، از شان و منزلتش در بین مردم كاسته و خجل گردد، چرا كه در او لكنت و كندى زبان هست. معاویه گفت: ما همین خیال را نسبت به برادرش امام حسن داشتیم؛ اما بر خلاف انتظار، او در چشم مردم بسیار بزرگ شد و ما را مفتضح ساخت.
اما آنان دست بردار نبودند و پیوسته از او مى خواستند تا چنین دستورى بدهد. معاویه به ناچار به امام گفت: اى اباعبدالله! چه خوب است بر منبر رفته و خطبه اى بخوانى. امام بر منبر رفت؛ همین كه خواست شروع كند، شنید كه فردى مى گوید: چه كسى سخن مى گوید؟ امام حسین علیه السلام در پاسخ فرمود: ما حزب الله كه غالب هستیم و عترت پیامبر كه به او نزدیكیم و اهل بیت طیب او و یكى از دو ثقلى كه رسول خدا ما را ثقل دوم كتاب خدا قرار داده، مى باشیم كه در اوست تفصیل هر چیز:"لایاتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه"(39)؛ هیچ گونه باطلى، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمىآید. ماییم كه تفسیر قرآن به ما واگذار شده است. پس از ما پیروى كنید كه پیروى از ما بر شما واجب است؛ چرا كه پیروى ما به پیروى از خدا گره خورده است.
خداى متعال در قرآن مى فرماید:"اطیعواالله واطیعواالرسول و اولى الامر منكم فان تنازعتم فى شىء فردوه الى الله و الرسول"(40)؛اطاعت كنید خدا را و اطاعت كنید پیامبر خدا و اولواالامر (اوصیاى پیامبر) را و هر گاه در چیزى نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر خدا باز گردانید (و از آن ها داورى بطلبید). همچنین فرمود:"ولو ردوه الى الرسول و الى اولى الامر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم و لولا فضل الله علیكم و رحمته لاتبعتم الشیطان الا قلیلا"(41)؛اگر آن را به پیامبر و پیشوایان ـ كه قدرت تشخیص كافى دارند ـ بازگردانند، از ریشه هاى مسائل آگاه خواهند شد و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عده كمى،همگى از شیطان پیروى مى كردید و به شما هشدار مى دهم كه به پیام هاى شیطان گوش نكنید كه او دشمن شماست؛ پس همانند اولیاى شیطان مى شوید كه به آنها گفت:"لا غالب لكم الیوم من الناس و انى جارلكم فلما ترائت الفئتان نكص على عقبیه و قال انى برىء منكم"(42)؛امروز هیچ كس از مردم بر شما پیروز نمى گردد و من همسایه شما هستم؛ اما هنگامى كه دو گروه در برابر یكدیگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: من از شما بیزارم. این جاست كه فرود آمدن شمشیرها و وارد آمدن نیزه ها و درهم شكستن گرزها و نشانه رفتن تیرها را به سوى هدف و غرض خواهید دید؛ در وقتى كه دیگر از كسى كه پیشاپیش ایمان نیاورد و یا در ایمان خود خیرى كسب نكرده است، عذرى پذیرفته نخواهد شد.
این جا بود كه معاویه فریاد بر آورد و گفت: اى اباعبدالله! بس است كه پیام خود را رساندى.(43)
عمروبن عاص براى این كه این رسوایى را بپوشاند، چند سوال كرد؛ از جمله این كه پرسید:
به چه علت محاسن شما از محاسن ما بیشتر است؟
امام فرمود:"والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه و الذى خبث لایخرج الا نكدا"(44)؛سرزمین پاكیزه گیاهش به فرمان پروردگار مى روید، اما سرزمین هاى بد طینت و (شوره زار) جز گیاه ناچیز و بى ارزش، از آن نمىروید.
معاویه به عمروبن عاص گفت: به حقى كه من بر تو دارم، سخن را كوتاه كن كه این، فرزند على ابن ابى طالب است. در این هنگام امام فرمود:
ان عادت العقرب عدنا لها و کانت النعل لها حاضره
قد علم العقرب و استیقنت ان لا لها دنیا و لا آخره
اگر بار دیگر عقرب به سراغ ما بیاید، ما نیز به سراغش رفته و كفش ها براى كشتن او آماده است. عقرب به علم و یقین مى داند كه نه دنیا دارد و نه آخرت.(45) با امام حسین علیه السلام در محضر قرآن(2)

6 ـ استدلال بر مقام والاى اهل بیت علیهم السلام
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386ساعت 19:29 توسط محمد رضا نصرتی
در مباحث جديد تفسير و روشهاي تفسيري، عناوين مختلفي چون « روش تفسيري »، «گرايش » يا « الوان » و « اسلوب » برخورد ميكنيم .
اسلوبهاي تفسيري، عبارت است از اين كه مفسران با چه شيوهاي و به چه شكلي قرآن را نگارش و تاليف كردهاند. بنابراين، بحث اسلوبهاي نگارشي، مربوط به شكل ظاهري نوشتاري تفسيري است و ربطي به محتوا، متن و روش تفسيري ندارد. اسلوبها به علت گستره تنوع و اختلاف در شكل، از جهات مختلف قابل بررسي هستند كه در اينجا به مهمترين آنها اشاره ميشود :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 16 دی1386ساعت 12:27 توسط محمد رضا نصرتی |
زوجیت در قران زوجيت به معناي دو تا بودن، نر و ماده بودن ميآيد و قرآن كريم در آيات متعدد به زوجيت گياهان بلكه همه اشياء اشاراتي كرده است. اين آيات عبارتند از :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 16 دی1386ساعت 12:8 توسط محمد رضا نصرتی |
اگر از آن آدمهایی هستید كه شیر و پنیرتان هرگز ترك نمی شود، از شنیدن این خبر خوشحال خواهید شد، این كه محققان متوجه شدهاند افرادی مثل شما، نسبت به سایر افراد، چند قدم از سكته قلبی و مجموعه علائم هشداردهنده آن دور هستند. اگر بخواهید دقیقتر بدانید، قضیه از این قرار است كه سندرمی وجود دارد به نام "سندرم متابولیك". این سندرم، مجموعه علائمی است كه اگر فرد چند تای آن را داشته باشد، باید فكری به حال خودش بكند و بیشتر مراقب باشد، چون می تواند نشان دهنده خطر قریب الوقوع بیماری قلبی و سكته در او باشد. برای سلامت قلبتان، شیر بخورید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 16 دی1386ساعت 10:41 توسط محمد رضا نصرتی |
تحقیقات جدید نشان می دهد کودکانی که در سنین دو تا پنج سالگی صبحانه نمی خورند، در مقایسه با کودکانی که هر روز صبحانه می خورند، تقریباً چهار برابر بیشتر احتمال دارد تا مبتلا به پوسیدگی دندان شوند. تحقیقات قبلی نشان می دهد که کودکانی که در خانوادههای فقیر زندگی می کنند، کمتر احتمال دارد تا در صورت پوسیدگی دندان به پزشک مراجعه کنند و تعداد دندانهای خراب درمان نشده در آنها بیشتر است و کودکانی که در خانوادههای فقیر زندگی نمی کنند اما از صبحانه خوردن فرار می کنند و همچنین میوه و سبزی مصرف نمی کنند، بیشتر احتمال دارد تا نسبت به کودکان فقیر دچار پوسیدگی شوند. نخوردن صبحانه دندان را خراب می کند

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 16 دی1386ساعت 10:38 توسط محمد رضا نصرتی |
آیا میدانستید گرم ترین منطقه جهان در ایران واقع شده؟ گرم ترین نقطه کره زمین با دمای نزدیک به ۷۰ درجه در سایه، در دشت لوت ایران قرار گرفته است. دکتر پرویز کردوانی بیابان شناس معروف ایرانی با اعلام این مطلب گفت: منطقه گندم بریان در دشت لوت که در ۸۰ کیلومتری شهداد و در شرق رود بیرجند قرار گرفته است منطقه ای با پوشش آتشفشانی است و همین پوشش سیاه آتشفشانی موجب بالا رفتن شدید گرما در این منطقه می شود. به گفته وی این منطقه همچنین
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 16 دی1386ساعت 10:36 توسط محمد رضا نصرتی |
ابو جعفر محمد بن محمد بن حسن طوسي ملقب به خواجه نصير طوسي يا خواجه نصيرالدين طوسي (توسي هم نوشته شده)، فيلسوف، متکلم، فقيه، دانشمند، رياضيدان و سياستمدار شيعه سده هفتم است. از سنت هاي تاريخ پيوسته بوده است که هر گاه ملتي بر ملت ديگري غالب و پيروز شد فرهنگ او نيز بر فرهنگ امت مغلوب تاثير گذار بوده است متخصصين فن تاريخ نگاري همگي متفق هستند که تنها موردي که از اين قاعده مستثني شده است حمله مغول بوده است که نتيجه عکس شد و فرهنگ شيعه بر روي مغولان تاثير گذاشت و فرهنگ مغولان در درياي شيعه غرق شد و خواجه نصير يکي از تاثيرگذار ترين افراد در اين زمينه بوده ست.معرفي بزرگترين دانشمند قرن هفتم ايران

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 16 دی1386ساعت 10:24 توسط محمد رضا نصرتی |
توصيه به خوشاخلاق بودن و حفظ آرامش، از اين پس، فقط يك توصيه اخلاقي يا سفارشي درجهت ارتقاي سلامت روان نيست، توصيهاي براي حفظ سلامت جسم هم هست. اگر دل را به دريا زدهايد و از خرد و خاکشير کردن اعصابتان با کوچکترين بوق و بهانهاي، نمي ترسيد، لااقل از خطر مرگ بترسيد که محققان به تازگي سرنخهايي از آن را نيز يافتهاند. آنها مي گويند بداخلاقها از مرگ بترسند!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 16 دی1386ساعت 10:16 توسط محمد رضا نصرتی |
بچهها، موجودات معصومي هستند كه تشخيص علت واقعي بيماري آنها به سادگي بزرگترها نيست، مهمترين علت اين دشواري هم ، دايره محدود لغات و واژگاني است كه مي توانند در آن مانور بدهند. اين پزشكان و والدين هستند كه بايد حواسشان باشد و علت بي قراريها و دردها و ناراحتيهاي بچهها را، بدون اين كه منتظر بيان آنها باشند، بفهمند و گرنه به اميد بچهها نمي توان بود.دل درد بچهها شايد به خاطر يبوست باشد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 15 دی1386ساعت 16:57 توسط محمد رضا نصرتی |